معنی گلبانگ بر قدم زدن
7 بازدید
[ گُ بَ قَ دَ زَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از جلد و تیز رفتن و قدم را گلبانگ بر راه زدن. (آنندراج): بس که در راه تو اشرف بر قدم گلبانگ زد چشم بگشوده ست پای او ز خواب آبله. محمدسعید (از آنندراج). آمد به باغ بلبل، اندیشه کن ز آهش گو گل به دست داری گلبانگ بر قدم زن. حسن رفیع (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «گلبانگ بر قدم زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر