معنی گلانیدن
6 بازدید
[ گُ دَ ] (مص) در گناباد گلیدن و گلاندن (غلطانیدن). (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). «گنابادی». تکانیدن و افشاندن دامن جامه و قالی و امثال آن. (برهان) (آنندراج): سحرگه باد برگ گل گلان است ز درد آن فغان بلبلان است. زراتشت بهرام پژدو. رجوع به گلان و گلاندن شود.
کلمات همقافیه با «گلانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر