معنی گلانه
5 بازدید
[ گُ نَ / نِ ] (اِ) دسته جمعی. حلقه (لهجهٔ قزوینی).[ گُ نَ / نِ ] (اِخ) دهی است از دهستان سارال بخش دیواندرهٔ شهرستان سنندج، واقع در ۱۲هزارگزی جنوب باختری دیواندره و ۸هزارگزی باختر راه شوسهٔ دیواندره به سنندج. هوای آن سرد و دارای ۲۸۹ تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، لبنیات، توتون، حبوبات و عسل است. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵.).[ گُ نَ / نِ ] (اِخ) دهی است از دهستان اورامان بخش رزاب شهرستان سنندج، واقع در ۱۹هزارگزی شمال باختر رزاب و ۶هزارگزی خاور راه اتومبیل رو مریوان به رزاب. هوای آن سرد و دارای ۱۰۰ تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «گلانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر