معنی گلان

معنی گلان

6 بازدید
[ گُ ] (اِ) قسمی از نان میده باشد که آن را بمقدار برگ بقرا سازند و چون در میان روغن بریان کنند بادی در آن افتد و دو پوشه شود و بعد از آن در میان شیره اندازند تا شیره به خود کشد بسیار لذیذ میشود. (برهان) (غیاث) (جهانگیری) (فرهنگ رشیدی) (آنندراج): رخ احباب تو طری چون گل خوش و شیرین تر از گلان و گلاج. سوزنی (از آنندراج). || جِ گل، برخلاف قیاس. (آنندراج) (انجمن آرا) (برهان): بنالد همی بلبل از شاخ سرو چو درّاج زیر گلان با تذرو. فردوسی (از انجمن آرای ناصری). || تکان و افشان هم آمده است که از تکانیدن و افشانیدن قالی و دامن باشد و امر به این معنی هم هست یعنی بتکان. (برهان) (جهانگیری) (فرهنگ رشیدی): سحرگه باد برگ گل گلان است ز درد آن فغان بلبلان است. زراتشت بهرام (از آنندراج).
[ گُ ] (اِخ) دهی است از دهستان بخش صالح آباد شهرستان ایلام، واقع در ۱۰هزارگزی جنوب خاوری صالح آباد، کنار راه شوسهٔ ایلام به مهران. هوای آن گرم و دارای ۲۰۸ تن سکنه است. آب آن از رودخانهٔ لول کلم و محصول آن غلات، مختصر برنج، صیفی و لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. ساکنان از طایفهٔ ملکشاهی هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ گُ ] (اِخ) دهی است از دهستان کلاترزان بخش رزاب شهرستان سنندج، واقع در ۲۷هزارگزی شمال رزاب و ۹هزارگزی جنوب سنندج به مریوان. هوای آن سردسیر و دارای ۱۰۰ تن سکنه است. آب آن از رودخانه و چشمه و محصول آن غلات، لبنیات و توتون است. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. گلان را درخوجذام گویند، زیرا در این محل جذامی دیده شده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ گُ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ شهرستان سراوان واقع در ۵۷هزارگزی جنوب خاوری سراوان و ۱۳گزی جنوب راه فرعی کوهک به سراوان. هوای آن سرد و دارای ۱۲۰ سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و خرما است. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ گُ ] (اِخ) دهی است از دهستان بالا خیابان بخش مرکزی شهرستان آمل واقع در ۱۱هزارگزی باختر آمل. هوای آن معتدل و دارای ۲۵۵ تن سکنه است. آب آن از آلشرود و چشمه تأمین میشود. محصول آن برنج و غلات است. شغل اهالی زراعت و صنایع دستی زنان مختصر کتان بافی و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ گُ ] (اِخ) دهی است از دهستان مغان بخش گرمی شهرستان اردبیل، واقع در ۴هزارگزی جنوب گرمی و ۴هزارگزی راه شوسهٔ بیله سوار به گرمی. هوای آن گرم و دارای ۳۳۹ تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات است. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).

کلمات هم‌قافیه با «گلان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید