معنی گلاج
8 بازدید
[ گُ ] (اِ) نام نانی است تنک چون کاغذ که اصل آن از نشاسته و سفیدهٔ تخم مرغ است و در شربت ریزند و خورند و آنرا لابرلا گویند. (آنندراج) (فرهنگ رشیدی). نانی است بسیار نازک و تنک مانند کاغذ حریر و آنرا از نشاسته و تخم مرغ پزند و در شربت قند و نبات ریزه کنند و با قاشق و چمچه بخورند. (برهان): خوشنویسان قطایف با قلمهای شکر جمله عاجز گشته اند از خط تعلیق گلاج. بسحاق اطعمه. || نام حلوایی است و عربان قطایف میگویند. (برهان) (غیاث): نباتش بسر قند افشاندی گلاجش بنان چهره پوشاندی. بسحاق اطعمه. و رجوع به کلاج و لابرلا شود. || به لغت دری کلاغ را گویند. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «گلاج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر