معنی گلاب فشاندن
7 بازدید
[ گُ فَ / فِ دَ ] (مص مرکب) مجازاً به معنی اشک ریختن است : گر چشم ما گلاب فشاند عجب مدار دلهای ماست آینه گردان صبحگاه. خاقانی. رجوع به گلاب افشانی شود.
کلمات همقافیه با «گلاب فشاندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر