معنی گلآباد
6 بازدید
[ گُ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان ربگان بخش فهرج شهرستان بم، واقع در ۳۲هزارگزی جنوب خاوری فهرج و ۲۰هزارگزی شمال راه فرعی بم به خاش. دارای ۱۵ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ گُ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان بیرگان بخش اردل شهرستان شهرکرد، واقع در ۴۵هزارگزی شمال باختری اردل و ۲۴هزارگزی راه فارسان به باباحیدر و ۳۴هزارگزی راه کوهرنگ. دارای ۶۸ تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات است. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).[ گُ ] (اِخ) دهی است از بخش حومهٔ شهرستان نائین واقع در ۲۵هزارگزی جنوب باختری نائین و متصل به راه مالرو نائین به هاشم آباد. هوای آن معتدل و دارای ۱۴۸ تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول آن غلات است. شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).[ گُ ] (اِخ) دهی است از دهستان یوسف وند بخش سلسله شهرستان خرم آباد، واقع در ۱۶هزارگزی باختر الشتر و دوهزارگزی خاور اتومبیل رو خرم آباد به کرمانشاه. هوای آن سرد و دارای ۱۲۰ تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، حبوبات و لبنیات است. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. ساکنان از طایفهٔ یوسف وند و قسمتی چادرنشین هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).[ گُ ] (اِخ) دهی است از دهستان سیس بخش شبستر شهرستان تبریز واقع در ۱۴هزارگزی شمال خاوری شبستر و ۴هزارگزی راه شوسهٔ صوفیان به سلماس. هوای آن معتدل و دارای ۶۵۱ تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و حبوبات است. شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن ارابه رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).[ گُ ] (اِخ) دهی است از دهستان آختاجی بوکان بخش بوکان شهرستان مهاباد واقع در ۵۵۰۰گزی خاور بوکان و ۵۵۰۰گزی خاور راه شوسهٔ بوکان به میاندوآب. دارای هوای معتدل و ۱۵۰ تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات، توتون و حبوبات است. شغل اهالی زراعت و گله داری و صنایع دستی آنان جاجیم بافی است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «گلآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر