معنی گفتار کردن
5 بازدید
[ گُ کَ دَ ] (مص مرکب) صحبت کردن. حرف زدن. سخن راندن : سرو بلند بین که چه رفتار میکند شوخ شکردهن که چه گفتار میکند. سعدی (خواتیم). سرو ایستاده به چو تو رفتار میکنی طوطی خموش به چو تو گفتار میکنی. سعدی (بدایع).
کلمات همقافیه با «گفتار کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر