معنی گشو
8 بازدید
[ گِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان گاوگان بخش جبال بارز شهرستان جیرفت، واقع در ۸۵هزارگزی جنوب خاوری مسکون و ۱۲هزارگزی شمال راه مالرو کروک به سبزواران. و دارای ۴ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸). قریه ای است فرسخی میانهٔ جنوب و مشرق ده بارز. (فارسنامهٔ ناصری ج ۲ ص ۲۱۷).[ گَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان خمیر بخش مرکزی شهرستان بندرعباس، واقع در ۸۵۰۰گزی شمال باختری بندرعباس و ۱۵هزارگزی خاور راه مالرو داراب به بندرعباس. دارای ۱۰ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «گشو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شو» برای سرودن شعر