معنی گشن کردن
6 بازدید
[ گُ کَ دَ ] (مص مرکب) بار گرفتن و باردار شدن : شنیدم که چل مادیان گشن کرد یکی تخم برداشت از وی به درد. فردوسی. || با ماده نزدیک شدن : و سعادت وی [ ستور ] خوردن و خفتن و گشن کردن است. (کیمیای سعادت).
کلمات همقافیه با «گشن کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر