معنی گشنی کردن
6 بازدید
[ گُ کَ دَ ] (مص مرکب) جفت شدن. نزدیکی کردن. بر ماده برشدن: حائض؛ ناقه ای که نر بر وی گشنی نتواند کرد از تنگی اندامش. (السامی فی الاسامی). استخلاط؛ گشنی کردن اشتر. (تاج المصادر بیهقی).
کلمات همقافیه با «گشنی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر