معنی گشنیزی
7 بازدید
[ گِ ] (ص نسبی) بسان گشنیز. بمانند گشنیز. || ورقی از اوراق بازی که خالهای آن بشکل برگ گشنیز است. ورق قمار که بر آن صورت گشنیز نقش است: تک خال گشنیزی. دو لوی گشنیزی. ده لوی گشنیزی.
کلمات همقافیه با «گشنیزی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر