معنی گشنهکان
7 بازدید
[ گُ نَ ] (اِخ) قریه ای است یک فرسنگی مغرب اصطهبانات. (فارسنامهٔ ناصری).[ گُ نَ ] (اِخ) پنج فرسنگی مشرق شیراز محصول شتوی آن دیمی است و صیفی آن از آب چاه اندک شور و تنباکوی آن شهرتی دارد. (فارسنامهٔ ناصری گفتار دوم ص ۱۹۴).
کلمات همقافیه با «گشنهکان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر