معنی گشف
7 بازدید
[ گَ ] (اِ) گژف و آن صمغی است سیاه که بر درزهای کشتی مالند. (برهان). گزف. (آنندراج). رجوع به کزف، گژف، کشف و کرف شود. || سیم سوخته. || سواد زرگری. (برهان) (آنندراج). رجوع به گزف، گژف و کرف شود.
کلمات همقافیه با «گشف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شف» برای سرودن شعر