معنی گشتاسبی
7 بازدید
[ گُ سِ ] (ص نسبی) منسوب به گشتاسب : همه کار او را به اندام کرد پسش خان گشتاسبی نام کرد. دقیقی (از مزدیسنا تألیف محمد معین ص ۳۵۸).
کلمات همقافیه با «گشتاسبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر