معنی گشاده کردن

معنی گشاده کردن

7 بازدید
[ گُ دَ / دِ کَ دَ ] (مص مرکب) وسعت دادن. وسیع کردن. گشاد کردن : بند جیحون را از هر طرفی گشاده کردند. (تاریخ بیهقی). || آبکی کردن. بسیار آب کردن در دوغ و شربتی و هر چیزی جز آن. || باز کردن. تفتیح. (زوزنی): چو راهت گشاده کند زی مرادی چنان دان که در پیش دیوار دارد. ناصرخسرو. برکه ای باشد که در او سه جوی آب میرود، اگر جوی اول تنها گشاده بود برکه به دو روز پر شود و اگر جوی دویم تنها گشاده گردد به سه روز پر شود و اگر جوی سیم تنها گشاده بود به چهار روز پر آید. اکنون هر سه جوی گشاده کردند بچند روز پرشود. (یواقیت العلوم). || آشکار کردن : بگردد یکی گرد خرم جهان گشاده کند کارهای نهان.فردوسی. زمین گر گشاده کند راز خویش نماید سرانجام و آغاز خویش.فردوسی. گشاده کن آن راز با من بگوی چو کارت چنین گشت تندی مجوی. فردوسی. || شرح کردن. مشکلی را، شرح و تفسیر نمودن. || فتح کردن : امیدوارم که ایزد عزوجل همهٔ عراق بر دست شما گشاده کند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۸۳). - دست کسی را گشاده کردن؛ مزاحم نشدن او. وی را آزاد گذاشتن. دست کسی یا کسانی را آزاد گذاشتن. او را نسبت به آنها مطلق العنان کردن : و دست عیاران بر رعیت گشاده کرد. (تاریخ سیستان). افراسیاب دست ترکان گشاده کرده به خرابی ایران زمین. (مجمل التواریخ و القصص). - گشاده کردن پای زنی؛ طلاق گفتن : اراقیت فرمان نمیکرد میگفت تا آن جنگ شاه بازپردازی و او پای من گشاده کند، تو روی من بتوانی دیدن. (اسکندرنامهٔ نسخهٔ سعید نفیسی).

کلمات هم‌قافیه با «گشاده کردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید