معنی گشاده آمدن
7 بازدید
[ گُ دَ / دِ مَ دَ ] (مص مرکب) مفتوح شدن. مسخر شدن : تا آنگاه که حصار به شمشیر گشاده آمد. (تاریخ بیهقی). بر جانب هندوستان روم تا قلعت هایی را گشاده آید. (تاریخ بیهقی).
کلمات همقافیه با «گشاده آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر