معنی گشادهکار
6 بازدید
[ گُ دَ / دِ ] (ص مرکب) آن که در کارها جرأت نماید و زود آنها را فیصل دهد. مقابل بسته کار: خواجه گفت: مردی دیداری و کافی است، اما یک عیب دارد که بسته کار است و این کار را گشاده کاری باید. امیر گفت: شاگردان بددل و بسته کار باشند، چون استاد شدند و وجیه گشتند کار دیگرگون کنند. (تاریخ بیهقی). (قمر دلالت کند بر)... گشاده کار با مردمان و عزیز بر ایشان. (التفهیم چ تهران ص ۳۸۴).
کلمات همقافیه با «گشادهکار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر