معنی گشادهپیشانی
6 بازدید
[ گُ دَ / دِ ] (ص مرکب) کسی که در کار گشاده رو باشد و آنرا پیشانی گشاده نیز نامند. (فرهنگ رشیدی). || خوش رو. خندان. بشاش : پیکری چون خیال روحانی تازه رویی گشاده پیشانی. نظامی (هفت پیکر ص ۷۳). به حاجتی که روی تازه روی و خندان باش فرونبندد کار گشاده پیشانی.سعدی. || نورانی. (ناظم الاطباء)
کلمات همقافیه با «گشادهپیشانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر