معنی گشادهمیان
7 بازدید
[ گُ دَ / دِ ] (ص مرکب) آنکه در کاری تعلل ورزد. (فرهنگ فارسی معین). - گشاده میان بودن از خدمت؛ در خدمت تعلل کردن. کوتاهی کردن در خدمت : اگر گشاده میان بوده ام ز خدمت تو نه بسته بودم پیش مخالف تو کمر.فرخی.
کلمات همقافیه با «گشادهمیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر