معنی گشادهرو
6 بازدید
[ گُ دَ / دِ ] ص مرکب) روباز مقابل روبسته. چهرهٔ روپوش نگرفته. بی حجاب : خوبرویان گشاده رو باشند تو که روبسته ای مگر زشتی؟سعدی. اما در خلوت با خاصان گشاده رو و خوشخو آمیزگار اولیتر. (گلستان). || خوشگل. مقبول. زیبا: زآن روی که بس گشاده روی است مویم چو زبان، زبان چو موی است. نظامی.
کلمات همقافیه با «گشادهرو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر