معنی گشادبازی
7 بازدید
[ گُ ] (حامص مرکب) عمل گشادباز. خرج کردن بی جا و بسیار. اسراف در خرج. خرج کردن به گزاف. || تک داشتن مهره ها در بازی نرد، هرگاه مهره های تک (طاق) در خانه ها نهند. قسمی باختن شطرنج و تخته نرد که مهره ها را طاق نهند.
کلمات همقافیه با «گشادبازی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زی» برای سرودن شعر