معنی گسی
7 بازدید
[ گَ ] (حامص) گس بودن. عفوصت. زمختی.[ گُ ] (اِ) مخفف گسیل است. روانه کردن. روانه نمودن و فرستادن. (جهانگیری) (برهان) (فرهنگ رشیدی) (آنندراج). گسیل کردن. || وداع کردن. (برهان) (جهانگیری) (فرهنگ رشیدی). || دفع کردن. (برهان). || فرستادن باشد کسی را به جایی. (برهان) (آنندراج). و رجوع به گسی کردن و گسیل کردن شود.
کلمات همقافیه با «گسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر