معنی گسنامار
8 بازدید
[ گُ ] (اِ) نهایت و غلبهٔ گرسنگی باشد، چه گسن به معنی گرسنه و آمار به معنی نهایت طلب و خواهش بود. (برهان) (آنندراج). محمد معین نوشته اند: در یک نسخهٔ خطی جهانگیری متعلق به کتابخانهٔ علامه دهخدا «گسامار» و در دو نسخهٔ دیگر از همان کتاب متعلق به همان کتابخانه «گسنامار» با اول مضموم به ثانی زده و نون به الف کشیده آمده به معنی مذکور در متن، و شاهد ذیل در دو نسخهٔ جهانگیری از طبقات خواجه عبداللََّه انصاری در احوال ابوبکر دقاق آمده: «ابوبکر رازی گوید که وی را گفتم: سبب چشم بشدن تو چه بود؟ گفت: در بادیه شدم به توکل، گفتم: از آن اهل منازل هیچ نخورم ورع را، یک چشم من بر او فروبست از گسنامار. در لسان العجم شعوری ج ۲ ص ۳۱۷ این عبارت چنین آمده: «وقتی در بادیه رفته بودم و در منازل از هیچکس چیزی تناول نکردم با ورع از کسنامار، یک چشم من فروبرد.» مؤلف فرهنگ نظام احتمال میدهد اصل «گسناهار» باشد از گسن بمعنی گرسنگی و آهار بمعنی غذا -انتهی. ظاهراً مصحف چشماماز قیاس شود با خشکاماز، رجوع به خشکامار و آماز شود. استسقاء چشم. استسقاءالعین. استسقاء مقله . رجوع به لغت نامه ذیل کلمهٔ استسقاء شود. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین).
کلمات همقافیه با «گسنامار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر