معنی گستاخ آمدن
4 بازدید
[ گُ مَ دَ ] (مص مرکب) دلیر آمدن. جسور آمدن. بی پروا آمدن. || بی پروایی کردن : آنکه گستاخ آمدند اندر زمین استخوان کله هاشان را ببین.مولوی.
کلمات همقافیه با «گستاخ آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر