معنی واژه گستاخگستاخ
5 بازدید
[ گُ گُ ] (ق مرکب) اندک اندک رام. رفته رفته مأنوس. کم کم جسور: پریده مرغکان گستاخ گستاخ شمایل در شمایل شاخ در شاخ.نظامی. رضا دادش که در میدان و در کاخ نشیند با ملک گستاخ گستاخ.نظامی.