معنی گستاخ‌وار

معنی واژه گستاخ‌وار

7 بازدید
[ گُ ] (ص مرکب، ق مرکب) گستاخ مانند. دلیرآسا. جسورگونه : بدین دل گرفته ست گستاخ وار به زرّ و به سیم اندرون خانمان.فرخی. بر در شوخی بنه شرم و خرد وآنگهی گستاخ وار اندر خرام.ناصرخسرو. چو شب درآمد گستاخ وار درشدند و بار خواستند. (اسکندرنامهٔ نسخهٔ سعید نفیسی). دماغ ما ز خرد نیستی اگر خالی نرانده ایمی گستاخ وار خر به خلاب. سوزنی. باشم گستاخ وار با تو که لاشی کند صد گنه این سری یک نظر آن سری. عمادی شهریاری. و گستاخ وار از پیش دامگاه کودکان پرید. (سندبادنامه). رجوع به گستاخ واری شود.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید