معنی واژه گستاخسخن
5 بازدید
[ گُ سُ خَ ] (ص مرکب) آنکه بی پروا سخن گوید. گستاخ زبان. گستاخ گوی. آنکه نیندیشیده به گفتار آغازد: گستاخ سخن مباش با کس تا عذر سخن نخواهی از پس.نظامی. و رجوع به گستاخ زبان و گستاخ گوی شود.