معنی گزینه
7 بازدید
[ گَ نَ / نِ ] (اِ) چکش و پتک دراز مسگران باشد که میان ظروف بدان عمیق سازند. (برهان) (آنندراج): به کلبتینم اگر سر جدا کنی چون شمع نکوبد آهن سرد طمع گزینهٔ من.خاقانی. || گنجینه و مخزن. (برهان) (آنندراج). گزنه. غزنه. غزنی. غزنین. جزنق (معرب) MMM گنجه. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). || کرباس گنده را نیز گویند که از آن خیمه و سایبان سازند و فقیران و مسکینان جامه کنند. (برهان). کرباس سطبر که از آن خیمه و چادر سفری سازند.[ گُ نَ / نِ ] (ن مف) گزیده و برچیده و انتخاب کرده شده باشد. (برهان) (آنندراج): در دست برد نظم ز دوران گزینه ام گردون به صد قران ننماید قرینه ام. مجیرالدین بیلقانی. || (اِ) ترجمهٔ خاصیت هم هست. (برهان). و رجوع به گزینش و گزینی شود.
کلمات همقافیه با «گزینه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر