معنی گزید
6 بازدید
[ گَ ] (اِ) باج و خراج. (آنندراج) (غیاث). مالی که از رعایا همه ساله میگیرند. || زری که از کفار ذمی ستانند. (برهان). جزیه که کفار ستانند. (آنندراج) (غیاث). رجوع به گزیت شود. || هدیه و تحفه و رشوت. (برهان).[ گُ ] (اِ) نام بازیی است که آن را خربنده و مراد میگویند. (برهان). گزیده. (حاشیهٔ برهان قاطع چ معین).
کلمات همقافیه با «گزید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر