معنی گزپرست
7 بازدید
[ گَ پَ رَ ] (نف مرکب) پرستندهٔ درخت گز: بزه کن کمان را و این تیر گز بدین گونه پروردهٔ آب رز ابر چشم او راست کن هر دو دست چنان چون بود مردم گزپرست. فردوسی. و رجوع به فهرست ولف شود.
کلمات همقافیه با «گزپرست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر