معنی گزو

معنی گزو

9 بازدید
[ گَ ] (اِخ) دهی است از دهستان ده بالا بخش خاش شهرستان زاهدان، واقع در ۲۸۰۰۰گزی شمال خاوری خاش و ۲۱۰۰۰گزی خاور شوسهٔ خاش به میرجاوه. هوای آن معتدل و دارای ۱۰۰۰ تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات، لبنیات، پنبه و شغل اهالی زراعت و گله داری است. راه فرعی دارد. ساکنان از طایفهٔ شهنوازی هستند. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۸).
[ گَ ] (اِخ) دهی است از دهستان دستگردان بخش طبس شهرستان فردوس، واقع در ۸۹ هزارگزی شمال طبس. هوای آن گرم و دارای ۳۲ تن سکنه است و آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).

کلمات هم‌قافیه با «گزو»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زو» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید