معنی گزنک
9 بازدید
[ گَ زَ نَ ] (اِخ) دهی است از دهستان بالالاریجان شهرستان آمل، واقع در ۸ هزارگزی شمال رینه. هوای آن سرد و دارای ۲۲۵ تن سکنه است. آب آنجا از چشمه سار و هراز تأمین میشود. محصول آن غلات و لبنیات، حبوبات و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. دو زیارتگاه دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳). و رجوع به گزنه شود.[ گَ نَ ] (اِخ) رجوع به گزن و مزدیسنا تألیف دکتر معین ص ۲۰۳ و ۲۰۶ شود.[ گِ زَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان بردخون بخش خورموج شهرستان بوشهر، واقع در ۱۱۴۰۰گزی جنوب خورموج در ساحل خلیج فارس دارای ۴۸ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «گزنک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نک» برای سرودن شعر