معنی گزند آوردن
7 بازدید
[ گَ زَ وَ دَ ] (مص مرکب) صدمه رساندن. آسیب آوردن. آزار رساندن : گر درم داری گزند آرد بدین بفکن او را گرم و درویشی گزین.رودکی. به تیر و کمان و به تیغ و کمند بکوشد که بر دشمن آرد گزند.فردوسی. و رجوع به گزند شود.
کلمات همقافیه با «گزند آوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر