معنی گزف
5 بازدید
[ گَ / گُ ] (اِ) قیر و آن صمغی است سیاه که بر کشتی و جهاز مالند. || سیم سوخته. || سواد زرگری. (برهان) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «گزف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زف» برای سرودن شعر