معنی گزردن
5 بازدید
[ گُ زِ / زَ دَ ] (مص) (از: گزِر MMM گزیر +دن، پسوند مصدری). (حاشیهٔ برهان چ معین). علاج کردن و چاره نمودن. (برهان) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «گزردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر