معنی گزرد
6 بازدید
[ گُ زَ / زِ ] (اِ) علاج و چاره باشد چه ناگزرد، بمعنی لاعلاج باشد. (برهان): با رهت کان نه به اندازهٔ ماست با هوای تو کز آن نیست گزرد. انوری (دیوان چ مدرس رضوی ص ۱۲۷). رجوع به گزردن شود.
کلمات همقافیه با «گزرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر