معنی گزباز
6 بازدید
[ گَ ] (نف مرکب) آنکه به گز رقاصی کند. (آنندراج): چو رقاص گزباز آید ببزم کند دف به اقبال آهنگ جزم. ملاطغرا (از آنندراج). رجوع به گزبازی شود.[ گَ ] (اِخ) دهی است از دهستان پایین رخ بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه، واقع در ۲۱ هزارگزی شمال کدکن و یکهزار گزی خاور کال چغوکی. هوای آن معتدل و دارای ۱۲ تن سکنه است. آب آنجا از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات، پنبه، تریاک و شغل اهالی زراعت و گله داری و کرباس بافی و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «گزباز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر