معنی گزافهکار
4 بازدید
[ گُ / گِ / گَ فَ / فِ ] (ص مرکب) گزافکار. تندرو. مسرف. مفرط. عبث کار. بیهوده کار: اندر دوید و مملکت او بغارتید با لشکری گزاف سپاهی گزافه کار.منوچهری. و رجوع به گزافه کاری شود.
کلمات همقافیه با «گزافهکار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر