معنی گزارش کردن
6 بازدید
[ گُ رِ کَ دَ ] (مص مرکب) شرح و تفسیر کردن : همچنان کاندر گزارش کردن فرقان بخلق هیچکس انباز و یار احمد مختار نیست. ناصرخسرو. چون دعا را گزارشی سره کرد دم خود را بخور مجمره کرد.نظامی. || جستجو. تفحص : هردم آهنگ خارشی میکرد خویشتن را گزارشی میکرد. (هفت پیکر چ وحید ص ۱۵۷). || نقش کردن. حجاری کردن. تراشیدن : پس آنگه از سنان تیشهٔ تیز گزارش کرد شکل شاه و شبدیز.نظامی. || تعبیر خواب کردن : گزارش همی کرد اسفندیار بفرمان یزدان پروردگار.فردوسی. به ژرفی بدین خواب من گوش دار گزارش کن و یک به یک هوش دار. فردوسی. پس از آن خواب دیدن نوشیروان بود تا بوذرجمهر را از مرو بیاوردند کودک بود و گزارش کرد. (مجمل التواریخ والقصص).
کلمات همقافیه با «گزارش کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر