معنی گزا
6 بازدید
[ گَ ] (نف) گزنده و گزندرساننده. زیان زننده. (برهان) (جهانگیری): تریاق در دهان رسول آفرید حق صدیق را چه غم بود از زهر جان گزا. سعدی. رجوع به گزای شود.
کلمات همقافیه با «گزا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زا» برای سرودن شعر