معنی گر داشتن
5 بازدید
[ گَ تَ ] (مص مرکب) جوششی داشتن. جرب داشتن. مبتلا به گَر بودن : شکم چو بیش خوری بیش خواهد از تو طعام به خور مخارش ایرا که معده گر دارد. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «گر داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر