معنی گریک
6 بازدید
[ گَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان حرجند بخش مرکزی شهرستان کرمان، واقع در ۹۲۰۰۰گزی شمال کرمان و ۴۰۰۰گزی راه مالرو شاهزاده محمد به کرمان و دارای ۴۰ تن سکنه است. (فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ گَ یِ ] (اِخ) دهی است از دهستان بویراحمدی سرحدی بخش کهکیلویه شهرستان بهبهان، واقع در ۷هزارگزی باختر سی سخت و هفت هزارگزی باختر راه اتومبیل رو سی سخت به شیراز هوای آن سرد و دارای ۶۰۰ تن سکنه است. آب آنجا از رودخانهٔ پل کلو تأمین میشود. محصول آن غلات، حبوبات و برنج، پشم، لبنیات و شغل اهالی زراعت و حشم داری است. صنایع دستی آنان قالی، جوال و جاجیم بافی و راه آن مالرو است. ساکنان از طایفهٔ بویراحمد هستند. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «گریک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یک» برای سرودن شعر