معنی گریچه
8 بازدید
[ گُ چَ / چِ ] (اِ) تالار. || خانهٔ کوچک. || نقب زیرزمین. || چاه زندان. (برهان) (آنندراج). رجوع به گریچ شود. || کلوچه. کلیچه. کردی گورسک (شیرین). حلوایی را نیز گویند که عربان کعب الغزال خوانند. (برهان) (آنندراج) (حاشیهٔ برهان چ معین).[ گِ چِ ] (اِخ) دهی است از دهستان سرشیو بخش مریوان شهرستان سنندج، واقع در ۸۰۰۰۰گزی خاوری دژ شاهپور و ۸۰۰۰گزی شمال خاوری دره هرد. کوهستانی، هوای آن سرد و دارای ۹۰ تن سکنه است. آب آنجا از چشمه ها و زه آب درهٔ محلی تأمین میشود. محصول آن غلات، لبنیات، توتون و شغل اهالی زراعت و گله داری و راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).[ گِ چِ ] (اِخ) دهی است از دهستان شهرنو بالاولایت باخرز بخش طیبات شهرستان مشهد، واقع در ۵۴ هزارگزی شمال باختری طیبات، سر راه اتومبیل رو شهرنو به تربت حیدریه. هوای آن معتدل و دارای ۶۳ تن سکنه است. آب آنجا از رودخانه تأمین میشود و محصول آن غلات و میوه جات و ابریشم، شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. (فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «گریچه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چه» برای سرودن شعر