معنی گریواره
7 بازدید
[ گِ ری رَ / رِ ] (اِ مرکب) مرکب از: گری MMM گردن +واره MMM پسوند نسبت و اتصاف. رجوع شود به فرهنگ رشیدی. یا از گریو MMM گردن +واره MMM پسوند با حذف یک واو. (فرهنگ نظام)، جمعاً لایق گردن. (حاشیهٔ برهان چ معین). برهان قاطع و آنندراج به ازای معجمه آورده اند ولی صحیح آن گریواره به رای مهمله است : ز بژم مخنقه ای یافت شاخ گل منظوم چو باد کرد گریوارهٔ شجر منثور. اثیرالدین اخسیکتی (شیدی). رجوع به گریوازه شود.
کلمات همقافیه با «گریواره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر