معنی گریهٔ سرد
7 بازدید
[ گِ رْ یَ / یِ یِ سَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) گریه که از شادی بهم رسد. گریهٔ دروغ که از درد دل نباشد. (از آنندراج): گریه های سرد زاهد را نماید کار سست میشود از ریزش باران وی دیوار سست. بدیع نصیرآبادی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «گریهٔ سرد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر