معنی گریه در گلو پیچیدن
9 بازدید
[ گِ رْ یَ / یِ دَ گَ / گِ دَ ] (مص مرکب) گریه در گلو گره شدن. گلوگیر شدن گریه. حالتی است که در شدت گریه بهم رسد و از آن نفس آدمی بند میگردد. (آنندراج): بیاد روی تو چون گریه در گلو پیچید ز هر بن مژه طوفان نور برخیزد. طالب آملی (از آنندراج). با شکوه هم زبان نشود گفتگوی ما پیچیده گریه همچو نفس در گلوی ما. جلال اسیر (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «گریه در گلو پیچیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر