معنی گریه در گلو داشتن
7 بازدید
[ گِ رْ یَ / یِ دَ گَ تَ ] (مص مرکب) کنایه از گریه موجود و مهیا داشتن. (آنندراج). به حال گریه بودن. (رشیدی): ز همزبانی گل رنگ نیست بلبل را که غنچه خندد و او گریه در گلو دارد. ظهوری (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «گریه در گلو داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر