معنی گریه انداختن
7 بازدید
[ گِ رْ یَ / یِ اَ تَ ] (مص مرکب) در تداول عامه یا به گریه انداختن. گریاندن. گریانیدن : چو عشق افگند در دل شور مژگان گریه اندازد جهد هر گه که برقی لاجرم باران شود پیدا. سنجر کاشی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «گریه انداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر