معنی گریهمند
7 بازدید
[ گِ رْ یَ / یِ مَ ] (ص مرکب) گریان. اشک ریز: بمکتب جگرگوشگان گریه مند غلامان به بازار و کو هرزه خند. ظهوری (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «گریهمند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مند» برای سرودن شعر